خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
502
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
مشهورى كه ميان يكى از اينها - مثلا عوام يا خواص - مورد اختلاف باشد . ساير مطالب جدلى يا احكامى هستند كه جمهور مردم در آنها رأيى ندارند مانند اين كه اشكال منطقى چهار شكل است يا احكامى هستند كه علما در آن رأيى ندارند مانند اينكه ستارگان زوج است يا فرد . يا احكامى هستند كه به سبب تساوى دلايل طرفين يا بىدليلى طرفين همچنان مورد اختلافاند . بهطور كلى مطلوب جدلى ممكن است مشارك برهان بوده و ممكن است مباين با آن باشد . مشاركت در صورتى است كه آن مطلوب را بتوان هم با مبادى برهان و هم با مبادى جدل اثبات نمود مانند حدوث عالم . و مباينت در صورتى است كه يا مطلوب فقط به وسيلهء برهان اثبات شود ( مانند : اثبات حال زواياى قائمه ، كه در اين مطلوب جدل نقشى ندارد ) و يا مطلوب فقط به وسيلهء جدل اثبات شود ( مانند : اثبات سعد و نحس بودن ستارگان ، كه برهان در اينجا هيچ مدخليتى ندارد ) . تمام مقدمات و مسائل جدل در سه صنف قرار دارد : الف - منطقيات : و آن عبارت است از آرايى كه در آراى نظرى يا عملى ديگر نافع باشد ، مانند : حدود اضداد در يكديگر داخلاند يا نه . ب - خلقيات : و آن ، آرايى است كه متعلق به افعال ما باشد ، خواه اين تعلق اولى نباشد ( مانند لذت پسنديده هست يا نه ) يا تعلقى غيراولى باشد ( مانند تبديل اخلاق ممكن است يا نه ، عدالت قابل شدت و ضعف است يا نه ؟ ) ج - طبيعيات : و آن آرايى است كه متعلق به اعيان موجودات بوده و متعلق به افعال ما نباشد مانند : آيا عالم قديم است يا محدث ، آيا نفس باقى است يا نه . هرچند اين صنف در خلقيات هم نافع است ، اما در آنجا ثانيا و بالعرض است . فصل پنجم : ادوات جدل كه تمرين آنها مفيد ملكهء جدلى بوده ، و اشارهاى به ساير منافع آن اكنون كه از بيان حال اجزاى بسيطه و مركب قياسهاى جدلى فارغ شديم ، بايد بگوييم : صورت حجت جدلى يا قياس است يا استقرا . اگرچه قياس به عقل نزديكتر بوده و التزام بدان كاملتر است ، اما استقراى به حس نزديكتر بوده و براى اقناع طرف مقابل ،